یک قوم بزرگ

و البته کمی فراموش شده

تاریخ به یغما رفته ی این خاندان مفخم

حدود ۲۰۰۰ سال ق م دولت شهرهای سومری فروپاشیدند و راه را برای ایجاد حکومت های کوچک پادشاهی گشودند. یکی از این حکومت ها، پیرامون شهر «بابل» تاسیس شد. شهر بابل در ۱۰۰ کیلومتری جنوب شهر «بغداد» امروزی واقع شده بود؛ و مردمانش به زبان اکدی (یا کلدانی) سخن می گفتند. واژه بابل در زبان سامی آن دوره به مفهوم «دروازه خدایان» بود. بابل در دوران سلطنت طولانی «حمورابی» از ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ ق م به اوج شکوه خود رسید. حمورابی یک قانون گذار بزرگ بود. او قانون مشهور حمورابی را در ۲۸۲ ماده تدوین کرد، که نسخه اصلی آن بر سطح یک لوح از جنس سنگ «بازالت» حک شده است ، و امروزه در موزه «لوور» پاریس نگهداری می شود. او تمام خدایان محلی را تحت فرمان یک خدای برتر یعنی «مردوخ»، خدای بابل درآورد. نخستین امپراتوری بابل در حدود سال ۱۵۹۵ ق م توسط «هیتی ها» ویران شد. هیتی های تازه وارد، قومی از ریشه هند و اروپایی بودند، که در مرکز «ترکیه» کنونی یک کشور به نام پادشاهی «هیتی» تاسیس کردند و پایتختشان «هاتوسا» نام داشت. علت برتری آنها بر اقوام و کشورهای همسایه آگاهی این قوم از ذوب فلز آهن بود ، بنابراین سلاح های آنها بر سلاح های برنزی و مسی اقوام همجوار برتری داشت. مدتی بعد بابل به اشغال آشوریان درآمد. آشوریان دارای فرهنگ مشابه بابل بودند، و مانند قوم بابل به زبان اکدی سخن می گفتند. آشوریان در حدود سال ۱۲۷۴ق م کشور گشایی های خود را آغاز کردند و اندک اندک سراسر خاورمیانه را تصرف نمودند. در زمان سلطنت «آشور بانیپال» که در سال ۶۶۸ ق م آغاز شده بود، قلمروی آشوریان تا مصر نیز گسترش یافت، اما تقریبا ۲۰ سال پس از مرگ او در سال ۶۳۰ ق م ، امپراتوری آشور توسط «هووخشتره» پادشاه «مادها» که با بابل متحد شده بود ، منقرض گردید.
+ مهرداد_ش ; ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

کتاب..

پادشاهی آشوریان همزمان با فرمانروایی بابلیان بود. مشهور است که کتابداری به منزله یک پیشه به آن دوران باز می گردد . آشور بانیپال که از سال 626 تا 668 پیش از میلاد می زیست ، نخستین مفسر کار کتابداری در نظر گرفته می شود وی در شهر نینوا کتابخانه ای بزرگ تأ سیس کرد و کاتبانی را به کتابخانه بورسیپا گسیل داشت تا لوحه های گلی را استنساخ و نوشته های موجود در آنجا به کتابخانه نینوا منتقل کنند. آشور بانیپال را باید به حق کتابدار پادشاه باستانی تاریخ تمدن نامید. در تاریخ کتابخانه برای نخستین بار در کتابخانه نینوا به فهرست بر می خوریم . لوحه ها با نظمی منطقی بر حسب مو ضوع یا نوع مرتب شده و هر یک نشانه شناسایی داشت و سیاهه محتوا هر اتاقک یا حجره که بر سر در آن کنده کاری شده بود در فهرست نیز مندرج بود . کتابخانه آشور بانیپال در نینوا تصویر کم و بیش کاملی از رشد و پیشرفت نگارش و شکل و شیوه نگهداری میراث انسانی در فرهنگ سومری ، بابلی و آشوری را طی ادوار آغاز تاریخ در اختیار می گذارد.گیتز در همین ارتباط اظهار می دارد که اگر سهم سومریان در تمدن بشر اختراع خط و نگارش و سهم بابلیان قانون بود ، عطیه آشوریان به آیندگان کتابخانه سازماندهی شده به شمار میرود. پس از مرگ آشور بانیپال کتابخانه به حیات خود ادامه داد تا اینکه در سال612 پیش از میلاد (میدی کیازاس) نینوا را تخریب کرد و... پس از آن شهر تجدید بنا کتابخانه اسکندریه شاید بتوان بزرگترین دستاورد تاریخی کتابخانه دوران باستان را تاسیس کتابخانه اسکندریه مصر دانست . میان کتابخانه ها ی نینوا و اسکندریه شباهتهای قابل ملاحضه ای وجود دارد ، هر دو نهادهایی با ویژگی جهانی بودند که شاهزادگان حاکم آنها را بنیاد نهادند هر چند اختلافات زیادی میان مواد نوشتنی و شکل کتاب آنها به چشم می خورد . در نینوا لوحه های گلی و در اسکندریه طومارهای پاپیروس وجود داشت و چهار قرن میان بر پایی آنها فاصله بود. سابقه تشکیل کتابخانه اسکندریه به زمانی بر می گردد که اسکندر بر مصر تسلط یافت و دستور داد تا در کنار رود نیل شهری بزرگ به نام اسکندریه ایجاد کنند ، به دلیل علاقه فراوان وی به کتاب و هنر، بسیاری از عالمان و دانشمندان در آنجا جمع شدند . پس از مرگ اسکندر بطلمیوس اول جانشین وی شد و دستور داد تا بزرگترین کتابخانه آن زمان در اسکندریه ساخته شود در آنجا دو کتابخانه به وجود آمد اولی در ناحیه ای به نام? موزه? که حدود200 هزار طومار پاپیروس داشت به عنوان بخش اساسی آکادمی دانشمندان و با حمایت بطلمیوس اول ساخته شد. مشهور است که هر کشتی ای که در بندر اسکندریه لنگر می انداخت کتابهای داخل آن را به کتابخانه برده و پس از استنساخ از روی آن به داخل گشتی بر گردانده می شد. در هنگام حمله و تسلط رومیها ، این کتابخانه حدود 700 هزار طومار پاپیروس داشت که از سراسر جهان گردآوری وبه زبانهای مصری ، لاتین و دیگر زبانها نوشته شده بودند- دومین کتابخانه در اسکندریه در ناحیه? سراپیوم ? که بطلمیوس سوم آن را ایجاد کرده بود در معبد سراپیس قرار داشت که در حدود100 هزار طومارپاپیروس داشت. از زمان سقوط اسکندریه تا کنون از نظر اندازه چنین مجموعه ای حتی در فرهنگ غربی یا در دوره فرهنگی هم تکرار نشده است . کتابخانه های اسکندریه نظر مردان مشهور تاریخ را به خود جلب نمودند . در میان کتابداران آن می توان از? دمتریوس، زنودوتوس، اراتوستن، آپولونیوس، کالیماخوس?وبلندمرتبگان دیگررانام برد. روشن است که کتابداران اسکندریه دانشوران بزرگی بودند و کتابداری کار فرعی آنها به شمار می آمد . آنها به گرد آوری کتابها و منابع اصیل می پرداختند ، آنها را فهرست نویسی می کردند و به تهیه ? کتابشناسی ها? دست می زدند. همچنین ویرایش کتابها ، ترجمه آنها، نوشتن ادبیات و آثار خود و سرپرستی مرکز کتابت را نیز بر عهده داشتند . به قولی در تاریخ کتابداری زمانی بود که کتبداران از بیشترین حرمت و احترام بر خوردار بودند . افرادی بسیار مقتدر و متولیان آموزش به شمار می آمدند. برای مشاهده اوج این دوران باید به عزت اسکندریه باستان اندیشید. کتابخانه موزه را 47 سال قبل از میلاد مسیح ? ژولیوس سزار? رومی به آتش کشید. کتابخانه سراپیوم نیز تحت سلطه ? تئو دوسیوس کبیر? 395 سال بعد از میلاد که بسیاری از معابد بت پرستان را ریشه کن کرد از بین رفت. به هر حال آنچه از کتابخانه های اسکندریه باقی مانده بود پس از فتح مصر به وسیله مسلمانان به طور کلی ازبین رفت. . به همین دلیل باستان شناسان توانستند باقیمانده کتابخانه آشوریان را به همان شکلی که سربازان میدی ترک کرده بودند کشف کنند.
+ مهرداد_ش ; ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()