یک قوم بزرگ

و البته کمی فراموش شده

آشوریان ایران

 

آشور یا آسور، نام سرزمین قدیمی است که در بخش وسطای رود دجله و کوهستان های مجاور قرار داشته است و از آشور (رب النوع) گرفته شده است و پایتخت آن نخست شهر آشور و سپس کالح و بعداً نینوا بوده است. آشوری ها اصولاً از نژاد سامی هستند و زبان آنان با سایر زبان های سامی، مانند عربی و... هم ریشه است. در تاریخ آمده است که سامیان به دنبال آب و علفزار، از جنوب شبه جزیره عربستان به سوی شمال این شبه جزیره حرکت کردند و در شمال سکنی گزیدند. آثار و شواهدی در دست است که نشان می دهد، این توده های متراکم در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد به بین النهرین رسیدند و دنباله آنان همچنان به صورت سیلی از جنوب به طرف شمال در حرکت بودند.

آشوری ها به سرعت شروع به ساخت شهرهای جدید کردند و به تدریج بر پیشرفت آنان در تمام زمینه های فرهنگی و نظامی افزوده شد. شهر آشور اولین پایگاه آشوری ها محسوب می شود و توسعه قدرت آنان از همین شهر آغاز شد، به طوری که امپراطوری «میانه آشور» را تأسیس کردند و گستره قدرت آشوری ها در زمان فرمانروایی نیکولته نیتور تا (1207 ـ 1244 ق. م) به اوج خود رسید و آشوری ها حاکم مطلق سراسر بین النهرین شدند.

پس از امپراطوری «میانه آشور» قدرت آشوری ها رو به اضمحلال گذاشت؛ به گونه ای که تا دو یا سه قرن پس از امپراطوری «میانه آشور» توسط اقوام بی تمدن مورد دست درازی و غارت قرار گرفتند، تا اینکه به مرور به خود باوری رسیده و جان دوباره گرفتند و درست در همین زمان بود که عظمت و شکوه گذشته شکوفا شد و تمدن بین النهرین شکل گرفت.

سرانجام امپراطوری قدرتمند آشور در سال 612 ق. م با هجوم متحد مادها و بابلیان سقوط کرد و قدرت از نینوا به بابل منتقل شد؛ اما حتی یک قرن نیز طول نکشید که بابل سقوط کرد و عصر حکومت یکی از بزرگ ترین امپراطوری های جهان به سر رسید.

براساس شواهد و مدارک موجود، آشوری ها، قرن ها در ایران سکونت داشته اند؛ لیکن نمی توان تاریخ دقیق ورود آنان را به ایران مشخص کرد. چندین نمونه از این گونه مهاجرت ها به شرح زیر است :

تیگلات پلاسر اول (1015 ـ 1077 ق م) در زمان سلطنت خود بر امپراطوری آشور، چندین بار به سرزمین ماد، مخصوصاً سرزمین های اطراف دریاچه ارومیه لشکر کشی کرد و تعدادی از آشوریان را در آنجا سکنی داد. همچنین از کتیبه ای که از زمان سلطنت سارگن دوم به دست آمده است، این مطلب درک می شود که بین سال های 721 ـ 705 ق م. گروه هایی از آشوری ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شده اند. براساس همین کتیبه، در این زمان حدود دویست هزار آشوری در ناحیه آذربایجان فعلی ساکن شده اند.

در زمان سناخریب، سر حدون و آشور بنی پال اسکان آشوری ها در ایران ادامه داشت و در زمان سلطنت شاپور اول( خسرو انوشیروان)، تعداد قابل توجهی از آشوری های ساکن در شهرهای روها (ارفه)، انطاکیه و نصیبین به ایران منتقل و در شهرهای توس، نیشابور و هرات اسکان داده شدند. خسرو پرویز نیز تعداد قابل توجهی از آشورهای سوریه و فلسطین را به ایران انتقال داد، پس از تصرف شهر (ارفه) به وسیله رومی ها و آزار مسیحیان آشوری ساکن این منطقه، تعداد قابل توجهی از آنان به نصیبین و سایر شهرهای ایران پناهنده شدند و مدرسه ارفه نیز که به وسیله رومی ها تعطیل شده بود، به قلمرو ایران منتقل شد.

در زمان خلافت عمر، همه آشورهای شهر کوفه به جزایر و سواحل جنوبی خلیج فارس کوچانده شدند و بدین ترتیب، تعداد قابل توجهی از آشوری ها در صفحات جنوبی ایران سکونت گزیدند. آخرین موج مهاجرت آشوری ها به ایران در قرن بیستم و در سال های اولیه جنگ جهانی اول صورت گرفت و آن زمانی بود که عثمانیان پس از کشتارعظیم ارامنه و آشوری های ترکیه، عشایر آشوری را با کسب اجازه از ولیعهد ایران به مناطق خوی، سلماس و ارومیه کوچانیدند. براساس شواهد و مدارک به دست آمده از قبرها و کلیساهای تاریخی، به طور کلی می توان گفت که اسکان آشوری ها در ایران با تاریخ این سرزمین عجین بوده است. واقعیت این است که آشوری ها پس از سقوط امپراطوری در بین النهرین، جزئی از ملت ایران شده و با مردم این سرزمین سرنوشت مشترک داشته اند.

آشوری ها از بدو پیدایش مسیحیت بدین آیین گرویده اند. اکثریت آنان در قرن اول تا سوم میلادی به این دین روی آوردند. روایات متعددی نیز در مورد نحوه و زمان مسیحی شدن آشوری ها به طوردسته جمعی وجود دارد که به شهر ارفه یا ادسا که یکی از مراکز مهم سیاسی، مذهبی و علمی آشوری ها بود، مربوط است.

بنا به روایات آشوری، در زمان حیات مسیح، آبکار پنجم پادشاه دولت ارفه بود و از بیماری لا علاج رنج می برد. در همین زمان، اخبار مربوط به معجزات شفا بخش حضرت مسیح به گوش پادشاه رسید و به همین لحاظ پیک به جانب آن حضرت فرستاد و ایشان را دعوت کرد که به شهر او بیاید و افزون بر آنکه به دور از آزار یهودیان به تبلیغ دین خود می پردازد، او را نیز شفا دهد.

حضرت مسیح در پاسخ به پادشاه نوشت: من رسالتی از جانب خدا دارم که موعد اتمام آن فرا رسیده است و با آنکه از تو سپاس دارم، اما نمی توانم نزد تو بیایم؛ لیکن به جای خود، یکی از پیروانم را به سوی تو خواهم فرستاد تا هم تو را شفا دهد و هم مردم شهر تو را به دین راستین هدایت کند. بدین ترتیب در حدود سال های اول میلادی یکی از رسولان، به نام «ادی» یا تدئوس به ادسا اعزام شد و آبکار را شفا داد و بدین ترتیب، اکثریت مردم شهر ارفه به دین مسیحی گرویدند. نخستین کلیسای شرق آشوری در شهر ارفه (رها یا ادسا)، به وسیله این شخص تأسیس شد و آن را کلیسای شرق یا کلیسای پارسیان نام گذاشتند و قرن ها به وسیله این کلیسا، به تبلیغ دین مسیحیت و گسترش علوم و فنون همت گماشتند. ارفه از زمان تأسیس کلیسای مسیحیت فعالانه در امر گسترش مسیحیت شرکت کرد و نخستین مدرسه تربیت مسیحیان و تحقیق در فلسفه مسیحیت و سایر علوم و فنون، به نام مدرسه پارسیان همه ساله تعداد قابل توجهی دانشمند تربیت می کرد و به اقصی نقاط ایران و سایر نقاط عالم، برای بشارت و موعظه مسیحیت، تأسیس مدارس، کلیساها، بیمارستان ها و سایر مراکز علمی و مذهبی اعزام می کرد. مدرسه ارفه به منزله پلی بود میان اعتقادات مسیحیان شرق و غرب. به وسیله این مرکز علمی بود که بین فلسفه یونان، روم و شرق رابطه ایجاد شد.
آشوری ها نیز همانند ارامنه، فرق مختلفی دارند که عبارت است از:

1. کلیسای شرق آشوری: این کلیسا به نام های دیگر، مانند کلیسای یعقوبی و کلیسای نسطوری نیز شناخته می شود. این کلیسا مدعی است که براساس تعالیم مستقیم و سنت دست نخورده صدر مسیحیت تشکیل شده و در طول تاریخ، بی تغییر و تحول اساسی، همچنان استقلال خود را در برابر کلیساهای خارج و مکاتب مختلف مسیحیت محفوظ داشته است. بیشتر پیروان این کلیسا آشوری هستند و در سراسر جهان پراکنده اند. بیشترین پیروان این کلیسا در عراق و سپس در امریکا، ایران، سوریه، لبنان، ترکیه، هند و ممالک اروپایی زندگی می کنند. این کلیسای سنتی از لحاظ اعتقادات و مراسم مذهبی، قرابت نزدیکی با کلیساهای ارتدوکس دارد. کلیسای شرق آشوری ایران که تابع مرکز جهانی این کلیساست، در حال حاضر، زیر نظر مستقیم پاتریاریک، (عالی ترین مقام مذهبی) اداره می شود. رهبر جهانی کلیسای شرق آشوری، عالی جناب ماردنخای چهارم است و مرکز اصلی این کلیسا در تهران است. عبادت در این کلیسا به زبان آرامی است و سلسله مراتب کلیسایی مخصوص به خود را دارد و تابع واتیکان نیست و پاتریاریک در رأس این کلیسا قرار دارد.

اصول اعتقادی این کلیسا، به اختصار از این قرار است: ایمان به خدا، عیسی پسر خداست، ایمان به روح القدس، گناهکار بودن انسان، کفاره شدن عیسی بر روی صلیب برای آمرزش انسان، مرگ و دفن عیسی، رستاخیز و صعود عیسی، بازگشت ثانوی عیسی، قیامت و داوری و اعتقاد به کتاب مقدس، به عنوان کلام خدا.

2. کلیسا کاتولیک (کلدانی آشوری): این کلیسا پس از تشکیل کلیسای شرق آشوری تأسیس شد و اگر چه خود را در شمار کلیساهای سنتی و قدیمی قرار می دهد؛ اما از لحاظ برخی اعتقادات خاص مربوط به شخصیت حضرت مریم و تعبیرات مربوط به اقنوم و شخصیت حضرت مسیح با کلیسای شرق و مکتب ارتدکس اختلاف اساسی دارد. این کلیسا زیر نظر کلیسای واتیکان اداره می شود؛ ولی از لحاظ زبان کلیسا، با کلیسای کاتولیک جهان متفاوت است؛ بدین معنا که مراسم مذهبی کلیسای آشوری به زبان آشوری است و از این بابت شباهت کلی با کلیسای شرق آشوری دارد.

کلیسای کاتولیک آشوری و کلدانی در میان آشوریان ایران حدود 13 هزار نفر پیرو دارد. رهبر کلیسای کاتولیک در ایران، در حال حاضر جناب اسقف رمزی است. مرکز اصلی کلیسای کاتولیک آشوری در تهران قرار دارد. اصول اعتقادی این کلیسا به اختصار از این قرار است: علاوه بر قبول داشتن کتاب مقدس به احادیث و روایات مقدسین نیز احترام می گذارند. اعتقاد به مراسم و آیین های مقدس، مانند تعمید و عشای مقدس، نزدیک ترین فرد به خدا پس از عیسی حضرت مریم است. ایمان به این مطلب که عیسی پسر خداست و از مریم باکره متولد شده است و به خاطر گناه بشر مصلوب شده و مدفون شده و روز سوم زنده خواهد شد و پس از چهل روز به آسمان صعود خواهد کرد. اعتقاد به روح القدس نیز از دیگر اعتقادات آنان است.

3. کلیسای انجیلی آشوری: این کلیسا از فرق پروتستان است و در نیمه اول قرن 19 میلادی توسط مبلغان مذهبی امریکایی در ایران تأسیس شد. این کلیسا تا چندی پیش، تحت نظر اتحادیه کلیساهای پروتستان ایران اداره می شد؛ ولی در حال حاضر، به صورت مستقل اداره می شود و مرکز آن نیز در تهران قرار دارد. کلیسای انجیلی تابع تشریفات خاص مذهبی کلیساهای شرق آشور و کاتولیک نیست. زبان کلیسا همان زبان محاوره آشوری است. کلیسای انجیلی آشوریان در ایران دارای یک انجمن، گروه جوانان، بانوان و گروه های کُر مذهبی است. این کلیسا در عرض سال برای کودکان کلاس های دینی و زبان قومی بر پا می کند.

4. کلیسای جماعت خدا یا برادران آشوری (پنطیکاستی): این کلیسا از شعبه های کلیسای پروتستان است که نخست در امریکا پدید آمد و سپس توسط کشیش اندریوس اورشان که از آشوریان ایرانی مقیم امریکا بود، در سال 1910 میلادی در ایران تأسیس شد. تعداد اعضای این کلیسا در مقایسه با سه کلیسای یاد شده از همه کمتر است. وجه تمایز عمده این کلیسا با سایر کلیساها در این است که علامت و نشانه تعمید بر روح القدس را تکلم به زبان های آسمانی می داند (مطابق کتاب اعمال رسولان، باب دوم انجیل مقدس). در رأس کلیسا شبان قرار دارد که سمت کشیش دارد و مسئول اداره امور کلیساست.

طلوع انقلاب اسلامی ایران برای آشوری ها نویدهای تازه ای داشت. آنان مانند سایر گروه های نژادی و گروه های مذهبی رسمی از نعمت آزادی و حریت استفاده کرده، زبان، آداب، رسوم، مذهب و سنن قومی خود را که ضامن بقای قومیت آنان است، حفظ و حراست کردند و در میان افراد جامعه خود آزادانه اشاعه دادند. تدریس زبان آشوری، یعنی آنچه در سراسر خاورمیانه منع شده و کشورهای همسایه آن را ممنوع می دانند، در مدارس اختصاصی آشوریان ایران مانعی ندارد. بر پایی مراسم و آیین های دینی و مذهبی در کلیساهای چهارگانه آشوری، از مفاخر جامعه آشوری است. آیین هایی مانند انجام مراسم قربانی مقدس یا عشای ربانی برای کودکان و آموزش تعلیمات دینی در مدارس و کلیساهای آشوری با نظم و شکوه خاص برگزار می شود.

آشوریان دارای بیش از90 کلیسای تاریخی باقی مانده از نخستین سال های پذیرش مسیحیت هستند که هنوز در روستاهایی که برخی آنها فاقد حتی یک خانواده آشوری هستند، حفظ و نگهداری می شود و همه ساله نیز در آن مکان ها مراسم خاص و باستانی بر پا می شود. آنچه بیش از همه برای آشوریان ایران مایه مباهات است، این است که با وجود جمعیت اندک آنان در ایران که شاید به جمعیت یک شهر نیز نمی رسد، در مجلس شورای اسلامی داری یک نماینده هستند. این نماینده صاحب اختیاراتی همانند 290 نماینده دیگر مجلس است و این مسئله در خاور میانه و کشورهای غربی که به وجود آزادی در کشورشان می بالند، کم نظیر است.

*برگرفته از مقاله آشوریان ایران، زهرا رشد بیگی، موسسه گفتگوی ادیان به آدرس اینترنتی

+ مهرداد_ش ; ٥:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٩
    پيام هاي ديگران ()   

 

تمدن بابل و آشور درحالیکه تمدن بابل در جنوب بین النهرین شکل می گرفت، قوم جنگجوی آشور به شمال بین النهرین حمله و آنجا را تصرف کردند. آشوریان با استفاده ازغنائم ، برای خود کاخ های بزرگی در شهرهای آشور، نمرود و نینوا ساختند. سالهای سال تمدن های عیلام، بابل و آشور با یکدیگر می جنگیدند. در یکی از این جنگها، عیلامی ها توانستند آشوریان و بابلیان را شکست دهند و بخشی از سرزمین آنها را تحت سیطره امپراطوری خود در بیاورند. پس از گذشت چند قرن، سرانجام آشوریان و بابلیان توانستند مناطق از دست داده را دوباره باز پس گیرند. یکی از معروفترین پادشاهان بابل، حمورابی نام داشت. در زمان حکومت این پادشاه (حدود 1800 سال قبل از میلاد) بابل به شهری بزرگ و مترقی تبدیل شد و جمعیت زیادی برای سکونت به بابل آمدند، بطوریکه پس از مدتی این شهر پرجمعیت به سختی اداره می شد. به همین دلیل و برای برقراری نظم، به دستور پادشاه (حمورابی) قوانینی را روی سنگ بزرگی نوشتند و آن را در میدان شهر قرار دادند تا همه مردم آن را ببینند و دستوراتش را رعایت کنند. حدود 1100 سال قبل از میلاد، در یکی از جنگها که عیلامیان توانستند بابلی ها را شکست دهند، لوح حمورابی را بهمراه غنائم دیگر به شوش آوردند. متاسفانه چند سال پیش فرانسویان، این لوح سنگی بسیار گرانبها را از ایران سرقت و به موزه لوور پاریس منتقل کردند. لوح حمورابی- پادشاه در مقابل خدای بابل ایستاده تا قوانین را از او بگیرد پس از حمورابی، حاکم ستمگری بنام نمرود در بابل به سلطنت رسید. در زمان پادشاهی او، حضرت ابراهیم (ع) به پیامبری برگزیده شد. با مرگ حمورابی، آشوریان که از زیر سلطه بابلی ها بیرون آمده بودند، کم کم خود را باز یافته و توانستند کشور مقتدری بوجود آورند. مردان جنگجوی آشور هر از چند گاهی به کشور های همسایه، حمله و اموالشان را غارت می کردند. یکی از پادشاهان بزرگ آنها بنام آشورنصیرپال دوم (حدود 850 قبل از میلاد) با استفاده از روش های خشونت آمیز و بی رحمانه چنان حکومتی در آشور برقرار کرد که نامش تا سالیان دراز در تمام عالم وحشت می آفرید. او در یکی از کتیبه هایش آورده: «شهر را تسخیر کردم، 600 تن از جنگجویان را از دم تیغ گذراندم، 3000 اسیر را زنده زنده در آتش سوزاندم، همه را کشتم، پوست حاکم شهر را کندم و سپس آنرا بر فراز دیوار شهر پهن کردم...» از دیگر پادشاهان آشور می توان از سارگون دوم (حدود 700 قبل از میلاد) و آشوربانی پال دوم (حدود 650 قبل از میلاد) نام برد. سارگون دوم در خورساباد و آشوربانی پال در نینوا کاخهای مجلل و باشکوهی ساختند و در ورودی این کاخ ها، مجسمه های غول پیکری از موجودات افسانه ای بنام لاماسو (lamassu) قرار دادند. آشوریان از این مجسمه های باشکوه که به شکل گاو های بالدار با سر انسان بودند برای حفاظت کاخ ها و ایجاد رعب و وحشت میان دشمنان خود استفاده می کردند. طرح جالبی که در این مجسمه ها بکار رفته، این است که لاماسو ها پنج پا دارند. اگر از پهلو به آنها نگاه کنید، چهار پا دارند و اگر از روبرو نگاه کنید دو پا خواهید دید. در هر دو حالت طرحی کامل و بدون نقص مشاهده می شود. آشوریان داخل قصرهایشان نقش های برجسته زیادی حکاکی می کردند. بیشتر این نقش ها خوی وحشی، و جنگجویی و علاقه آنها را به شکار نشان می دهد. ایرانیان بعدها شبیه این مجسمه ها و نقش های برجسته را در کاخ های تخت جمشید (پرسپولیس) ساختند. لاماسو - مجسمه غول پیکر به شکل گاو بالدار با سر انسان آشور بانی پال در حال شکار شیر – نقش برجسته، 600 سال قبل از میلاد محل نگهداری فعلی: موزه انگلیس
+ مهرداد_ش ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

ܩܛܠܥܡܐ ܕܐܬܘܪܝܶܐ

نسل کشی آسوریان (به سُریانی: ܩܛܠܥܡܐ ܕܐܬܘܪܝܶܐ) به‌ کشتار جمعی آسوریان در دولت عثمانی گفته‌ شود. اقامه‌کنندگان این نظریه بر این باورند که‌ تحت حکومت ترکان جوان آسوریان شمال میانرودان بویژه منطقه حکاری و ارومیه توسط نیروهای ترک و کرد میان سالهای 1914 تا 1918 مورد کوچ اجباری و قتل‌عام واقع شدند. دلایلی که برای این کشتارها ارائه می‌شود متفاوتند، از جمله: سرکوبی و ستم بر مسیحیان در آناتولی. آسوریان و ارامنه خواستار خودمختاری بودند و بر ضد عثمانیان با ارتش روسیه همکاری می‌کردند. (حکومت ترکیه از این نظر حمایت می‌کند). بنا بر ادعای ترکیه‌ای‌ها، مردم دو قوم ارمنی و آسوری تهدیدی برای عثمانی‌ها بشمار می‌آمدند و به این علت شمار زیادی از آنها به صحرای سوریه منتقل شدند. در این جابجایی انسان‌های فراوانی از بی‌آبی و گرسنگی تلف شدند. ترکیه این مسئله را اتفاقی و ناخواسته عنوان می‌کند. به نقل از منابع آسوری در سال 1918 در منطقه خوی در شمال غربی ایران نیز گروه‌های کرد و عثمانی به کشتار آسوریان دست زده‌اند. :[1]نویسنده ایرانی، محمدعلی جمال‌زاده که در آن زمان از برلن رهسپار بغداد بوده این رویدادها را از نزدیک دیده و مشاهدات خود را ثبت کرده است. (نگا. [2]) همچنین عبدالحسین شیبانی وحیدالملک در کتاب خود به نام خاطرات مهاجرت (ص 87) مشاهدات عینی خود در این باره را باد کرده و از کوچاندن اجباری مردم مسیحی از سوی عثمانیان و بدرفتاری و تلف شدن زنان و کودکان در بیابان شمال سوریه گزارش می‌دهد.کردهای آناتولی نیز در کشتار مسیحیان منطقه نقش داشته‌اند.
+ مهرداد_ش ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

انجمن آشوری ها و کلدانی های ایران

انجمن آشوری ها و کلدانی های ایران آدرس: شهرزیبا، خیابان اعتمادیه‌، خیابان مخابرات انجمن آشوری‌های تهران حدود ۸۵ سال پیش، تأسیس شده و متولی امور فرهنگی‌، اجتماعی‌، ورزشی‌، آموزشی آشوری‌های تهران است‌. در حال حاضر، ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ آشوری در ایران زندگی می‌کنند. در این انجمن هیئت مدیره هر سه سال یک‌بار انتخاب و با نه عضو تشکیل می‌شود و زیر مجموعه‌هایی مانند کمیته بانوان‌، کانون ملی فرهنگی جوانان‌، گروه هم‌سرایان‌، روابط‌عمومی‌، واحد مهندسان‌، خیریه‌، واحد هنری و کمیته بین الکلیسایی دارد. برخی از مراسم‌های ملی مذهبی آشوریان عبارتند از: عید میلاد مسیح‌، شب ژانویه‌، مراسم قیام حضرت مسیح‌، جشن عروج حضرت مسیح‌، عید آب پاشان (حدود دو ماه و نیم بعد از قیام حضرت مسیح‌)، جشن سال نو آشوری در اول آوریل (نیسان‌) هر سال که قدمت آن به حدود۴۷۵۰ سال قبل از میلاد مسیح، می رسد و جشن تموز که در ماه مرداد برگزار می‌شود. آشوری‌ها اولین قومی بودند که آیین مسیح را پذیرفتند و سپس یکی از حواریون حضرت عیسی همه آشوری‌ها را در دریاچه ارومیه غسل تعمید داد که این روز را نیز جشن می‌گیرند. یکی دیگر از جشن‌ها روز مادر، به یاد بود حضرت مریم‌، در اولین جمعه سال نو مسیحی است‌. در تهران پنج کلیسا متعلق به آشوری‌ها وجود دارد که عبارتند از: کلیسای ارتدوکس مارکی‌ورگیس‌، واقع در خیابان ساعد آقا بالا زاده (کارگر); کلیسای ارتدوکس حضرت مریم‌، واقع در خیابان سرباز، متعلق به کلیسای شرق آشوری ( اولین کلیسای آشوری‌ها) ; کلیسای کاتولیک حضرت یوسف‌، در خیابان فرصت‌; کلیسای کاتولیک حضرت مریم در خیابان خرمشهر« سینا» ؛ کلیسای حضرت توما، جنب اداره گذرنامه‌، متعلق به کلیسای پانتیکاست‌. بیش از ۹۰ کلیسای آشوری، در روستاهای ارومیه و قدیمی‌ترین کلیسای جهان نیز در ارومیه وجود دارد که به نام ننه مریم معروف است‌. این کلیسا بیش از ۱۹۰۰ سال (قرن اول میلادی) قدمت دارد . آشوری‌ها در تهران دو مدرسه دارند که تا مرحله پیش‌دانشگاهی و دانشگاه نیز پیش می‌رود. مدارس آنها مختلط است و محدودیتی برای مسلمان‌ها نیست‌. رهبر مذهبی کلیسای اصیل آشوری عالی‌جناب پاتریارک ماردن خای چهارم‌، رهبر جهانی کلیسای شرق آشوری و ایرانی‌، است‌. او دارای کرسی مذهبی در شیکاگوی آمریکا است‌.
+ مهرداد_ش ; ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

تاریخ به یغما رفته ی این خاندان مفخم

حدود ۲۰۰۰ سال ق م دولت شهرهای سومری فروپاشیدند و راه را برای ایجاد حکومت های کوچک پادشاهی گشودند. یکی از این حکومت ها، پیرامون شهر «بابل» تاسیس شد. شهر بابل در ۱۰۰ کیلومتری جنوب شهر «بغداد» امروزی واقع شده بود؛ و مردمانش به زبان اکدی (یا کلدانی) سخن می گفتند. واژه بابل در زبان سامی آن دوره به مفهوم «دروازه خدایان» بود. بابل در دوران سلطنت طولانی «حمورابی» از ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ ق م به اوج شکوه خود رسید. حمورابی یک قانون گذار بزرگ بود. او قانون مشهور حمورابی را در ۲۸۲ ماده تدوین کرد، که نسخه اصلی آن بر سطح یک لوح از جنس سنگ «بازالت» حک شده است ، و امروزه در موزه «لوور» پاریس نگهداری می شود. او تمام خدایان محلی را تحت فرمان یک خدای برتر یعنی «مردوخ»، خدای بابل درآورد. نخستین امپراتوری بابل در حدود سال ۱۵۹۵ ق م توسط «هیتی ها» ویران شد. هیتی های تازه وارد، قومی از ریشه هند و اروپایی بودند، که در مرکز «ترکیه» کنونی یک کشور به نام پادشاهی «هیتی» تاسیس کردند و پایتختشان «هاتوسا» نام داشت. علت برتری آنها بر اقوام و کشورهای همسایه آگاهی این قوم از ذوب فلز آهن بود ، بنابراین سلاح های آنها بر سلاح های برنزی و مسی اقوام همجوار برتری داشت. مدتی بعد بابل به اشغال آشوریان درآمد. آشوریان دارای فرهنگ مشابه بابل بودند، و مانند قوم بابل به زبان اکدی سخن می گفتند. آشوریان در حدود سال ۱۲۷۴ق م کشور گشایی های خود را آغاز کردند و اندک اندک سراسر خاورمیانه را تصرف نمودند. در زمان سلطنت «آشور بانیپال» که در سال ۶۶۸ ق م آغاز شده بود، قلمروی آشوریان تا مصر نیز گسترش یافت، اما تقریبا ۲۰ سال پس از مرگ او در سال ۶۳۰ ق م ، امپراتوری آشور توسط «هووخشتره» پادشاه «مادها» که با بابل متحد شده بود ، منقرض گردید.
+ مهرداد_ش ; ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

کتاب..

پادشاهی آشوریان همزمان با فرمانروایی بابلیان بود. مشهور است که کتابداری به منزله یک پیشه به آن دوران باز می گردد . آشور بانیپال که از سال 626 تا 668 پیش از میلاد می زیست ، نخستین مفسر کار کتابداری در نظر گرفته می شود وی در شهر نینوا کتابخانه ای بزرگ تأ سیس کرد و کاتبانی را به کتابخانه بورسیپا گسیل داشت تا لوحه های گلی را استنساخ و نوشته های موجود در آنجا به کتابخانه نینوا منتقل کنند. آشور بانیپال را باید به حق کتابدار پادشاه باستانی تاریخ تمدن نامید. در تاریخ کتابخانه برای نخستین بار در کتابخانه نینوا به فهرست بر می خوریم . لوحه ها با نظمی منطقی بر حسب مو ضوع یا نوع مرتب شده و هر یک نشانه شناسایی داشت و سیاهه محتوا هر اتاقک یا حجره که بر سر در آن کنده کاری شده بود در فهرست نیز مندرج بود . کتابخانه آشور بانیپال در نینوا تصویر کم و بیش کاملی از رشد و پیشرفت نگارش و شکل و شیوه نگهداری میراث انسانی در فرهنگ سومری ، بابلی و آشوری را طی ادوار آغاز تاریخ در اختیار می گذارد.گیتز در همین ارتباط اظهار می دارد که اگر سهم سومریان در تمدن بشر اختراع خط و نگارش و سهم بابلیان قانون بود ، عطیه آشوریان به آیندگان کتابخانه سازماندهی شده به شمار میرود. پس از مرگ آشور بانیپال کتابخانه به حیات خود ادامه داد تا اینکه در سال612 پیش از میلاد (میدی کیازاس) نینوا را تخریب کرد و... پس از آن شهر تجدید بنا کتابخانه اسکندریه شاید بتوان بزرگترین دستاورد تاریخی کتابخانه دوران باستان را تاسیس کتابخانه اسکندریه مصر دانست . میان کتابخانه ها ی نینوا و اسکندریه شباهتهای قابل ملاحضه ای وجود دارد ، هر دو نهادهایی با ویژگی جهانی بودند که شاهزادگان حاکم آنها را بنیاد نهادند هر چند اختلافات زیادی میان مواد نوشتنی و شکل کتاب آنها به چشم می خورد . در نینوا لوحه های گلی و در اسکندریه طومارهای پاپیروس وجود داشت و چهار قرن میان بر پایی آنها فاصله بود. سابقه تشکیل کتابخانه اسکندریه به زمانی بر می گردد که اسکندر بر مصر تسلط یافت و دستور داد تا در کنار رود نیل شهری بزرگ به نام اسکندریه ایجاد کنند ، به دلیل علاقه فراوان وی به کتاب و هنر، بسیاری از عالمان و دانشمندان در آنجا جمع شدند . پس از مرگ اسکندر بطلمیوس اول جانشین وی شد و دستور داد تا بزرگترین کتابخانه آن زمان در اسکندریه ساخته شود در آنجا دو کتابخانه به وجود آمد اولی در ناحیه ای به نام? موزه? که حدود200 هزار طومار پاپیروس داشت به عنوان بخش اساسی آکادمی دانشمندان و با حمایت بطلمیوس اول ساخته شد. مشهور است که هر کشتی ای که در بندر اسکندریه لنگر می انداخت کتابهای داخل آن را به کتابخانه برده و پس از استنساخ از روی آن به داخل گشتی بر گردانده می شد. در هنگام حمله و تسلط رومیها ، این کتابخانه حدود 700 هزار طومار پاپیروس داشت که از سراسر جهان گردآوری وبه زبانهای مصری ، لاتین و دیگر زبانها نوشته شده بودند- دومین کتابخانه در اسکندریه در ناحیه? سراپیوم ? که بطلمیوس سوم آن را ایجاد کرده بود در معبد سراپیس قرار داشت که در حدود100 هزار طومارپاپیروس داشت. از زمان سقوط اسکندریه تا کنون از نظر اندازه چنین مجموعه ای حتی در فرهنگ غربی یا در دوره فرهنگی هم تکرار نشده است . کتابخانه های اسکندریه نظر مردان مشهور تاریخ را به خود جلب نمودند . در میان کتابداران آن می توان از? دمتریوس، زنودوتوس، اراتوستن، آپولونیوس، کالیماخوس?وبلندمرتبگان دیگررانام برد. روشن است که کتابداران اسکندریه دانشوران بزرگی بودند و کتابداری کار فرعی آنها به شمار می آمد . آنها به گرد آوری کتابها و منابع اصیل می پرداختند ، آنها را فهرست نویسی می کردند و به تهیه ? کتابشناسی ها? دست می زدند. همچنین ویرایش کتابها ، ترجمه آنها، نوشتن ادبیات و آثار خود و سرپرستی مرکز کتابت را نیز بر عهده داشتند . به قولی در تاریخ کتابداری زمانی بود که کتبداران از بیشترین حرمت و احترام بر خوردار بودند . افرادی بسیار مقتدر و متولیان آموزش به شمار می آمدند. برای مشاهده اوج این دوران باید به عزت اسکندریه باستان اندیشید. کتابخانه موزه را 47 سال قبل از میلاد مسیح ? ژولیوس سزار? رومی به آتش کشید. کتابخانه سراپیوم نیز تحت سلطه ? تئو دوسیوس کبیر? 395 سال بعد از میلاد که بسیاری از معابد بت پرستان را ریشه کن کرد از بین رفت. به هر حال آنچه از کتابخانه های اسکندریه باقی مانده بود پس از فتح مصر به وسیله مسلمانان به طور کلی ازبین رفت. . به همین دلیل باستان شناسان توانستند باقیمانده کتابخانه آشوریان را به همان شکلی که سربازان میدی ترک کرده بودند کشف کنند.
+ مهرداد_ش ; ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
+ پرشین بلاگ ; ٩:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()